تبلیغات

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

آدم‌هایی که به «رهایی» می‌رسند چاپ فرستادن به ایمیل

 

 

«تا رهایی» روایتی یک دست و متداول از زندگی انسان‌هایی دارد که هنوز ضمیر خوآگاه‌شان آلوده به نیات آشفته نشده است. آن‌ها هنوز به دنبال زیستن در فضایی آرام هستند.

 

 

در ساختار نظریه فیلم معاصر، مبحثی مطرح می‌شود با عنوان «زبان حرکت و زبان دلالت‌زا». در این مبحث تصاویر به مثابه کلمات و جمله‌ها (پلان و سکانس) معناآفرینی کرده و در درون خود تامل هم ایجاد می‌کنند، البته این بیشتر در حوزه سینما رخ می‌دهد به این دلیل که در مدت زمان کوتاهی باید رخدادی برای مخاطب طرح و بسط یابد و فضاهایی که «دلالت‌زایی» می‌کنند در همان زمان به معنا دهی هم برسند؛ عکس این اتفاق اغلب در تلویزیون و آثار تلویزیونی اعم از سریال‌ها رخ می‌دهد.
به این معنا که مجال پرداختن به شخصیت‌ها زیاد است و تقریبا همه چیز به صورت مشروح مورد توضیح قرار می‌گیرد و چندان دخالت مخاطب برای معناسازی در آن وجود دارد؛ در این بین برخی مجموعه‌ها تلاش می‌کنند از این نُرم و هنجار فاصله بگیرند؛ و شرایطی مهیا کنند که اگرچه از قاعده کلی سریال‌سازی خارج نیست اما شخصیت‌ها در یک ارتباط معنادار واقعی با هم در جهان ذهنی مخاطب حضور می‌یابند.

مجموعه‌ای که این روزها موضوعش هم مقارن شده است با ایام سوگواری ابا عبدالله (ع) با نام «تا رهایی» چنین روایتی دارد. به بیان دیگر؛ نویسنده؛ کارگردان و تهیه‌کننده به عنوان عوامل فکری و اجرایی کار با توجه به سوابقی که در سریال‌سازی دارند تلاش کرده‌اند روایت برای مخاطب منطقی باشد.
این پیرنگ اصلی که داستان فیلم را شکل می‌دهد چنان پیرنگ متفاوت و غیر منتظره‌ای نیست اما پرداخت منطقی به آن توانسته مخاطب را به خود علاقمند کند.
قصه از این قرار است که یک چمدان که قرار است در آن قرص‌های روانگردان و ... قاچاق شود با چمدان یک نفر جابه‌جا می‌شود؛ و قصه به طور ممتد در درون خود زایش‌هایی دارد که موجب ورود بازیگران تازه می‌شود.

از چند منظر می‌توان موضوع مورد نظر را واکاوی کرد؛ شاید مهمترین مساله‌ای که بتوان در این اثر به لحاظ اخلاقی به آن اشاره کرد و مناسبت موضوعی هم  با این ایام دارد «استحاله و تحول » ابراهیم (با بازی حمیدرضا پگاه) است. اگر از نکات دیگر این اثر و فضای کلی آن که حول محور پلیسی – خانوادگی می‌چرخد بگذریم باید گفت یکی از وظایف هنر به زعم فلاسفه هم همین موضوع «کارتاسیس» یا همان تذکیه اخلاقی است. یک اثر هنری و یا مجموعه تلویزیونی بیش از آنکه بخواهد مردم را سرگرم کند باید زندگی انسان‌های متول‌شده و در مسیر تحول را روایت کند تا همین موضوع به عنوان شکل مدلی از رفتار والا در جامعه تسری و تعمیم یابد.
ابراهیم نمونه یک سارق و خلافکار است که در مسیر تذکیه قرار می‌گیرد. تا اینجای مجموعه تلویزیونی «ابراهیم» کماکان خلافکار است اما رگه‌هایی از تردید در او نمایان شده است. او  به عنوان یک محقق تعزیه‌خوانی وارد حسینیه می‌شودکه این خود نشان از  مسیر تحول او در قصه دارد.

«تا رهایی» اتفاقاً نامش هم به همین موضوعات اشاره دارد. رهایی انسان از بند زندگی روزمره است. تمام آدم‌هایی این مجموعه غیر از شخصیت‌های منفی آن به دنبال رهایی هستند.
«تا رهایی» روایتی یک دست و متداول از زندگی انسان‌هایی دارد که هنوز ضمیر خوآگاه‌شان آلوده به نیات آشفته نشده است. آن‌ها هنوز به دنبال زیستن در فضایی آرام هستند. این فضای آرام احتمالن با رسیدن به قسمت‌های پایانی و مقارن شدن با روزهای پایانی دهه اول محرم حادث خواهد شد. روزهایی که برای هر انسان مسلمان روزهایی برای آزادگی و دوری از  اطاعت نفس است.

 

منبع: خبرگزاری فارس

 

اضافه‌ كردن نظر

نظراتی که بصورت فینگلیش ثبت شوند منتشر نخواهد شد، لطفا از حروف فارسی استفاده کنید.