
مطالب تخصصی:
| رنگهاى سنتى ايران |
|
|
|
با مرورى در تاريخ رنگ و نقاشى و ساير هنرها درمىيابيم که ايرانيان در بکارگيرى رنگ و نقش و نگار از کيفيت ممتاز ويژهاى برخوردار بودهآند و در دوران قبل و بعد از اسلام آثار گرانبها و بسيارى از خود برجاى نهادهاند و با اکتشافات خود صنايع رنگرزى و رنگسازى را رونق و قوت بخشيدند. رنگهاى سنتى ايران قبل از اسلام فرش تاريخى بهارستان که به افسانه شبيه است، نمونهاى از هنر رنگسازى و رنگرزى ايران است. همچنين فرش بهار خسرو که در قصير تيسفون بوده است، همان قالى بهارستان مىباشد. اين نمونه از آثار با عظمت هنر نساجى و رنگرزى ايران در دوران قبل از اسلام است. رنگهاى سنتى ايران پس از اسلام
از قرن دوازدهم تا پايان قرن سيزدهم هجري، يکى از درخشانترين ادوار در هنر رنگ و قلمکار براى ايران بوده است. نقش زدن بر پارچه بهوسيله قالب از همان زمان آغاز گرديد. و بزرگان و توانگران جامههاى قلمکار فاخر مىپوشيدهاند. يراق و زيور اسبها رنگين بوده و خيمه و خرگاه از پارچه پرنقش و جالب بوده است. بکار بردن پرده، پوشاندن ديوار با پارچههاى قلمکار، ساختن طاقنصرتها و گذرگاهها با پارچههاى رنگين و زيبا، زيراندازهاى قلمکار و سجاده، روميزي، بقچه نوعروسان و زنان، همه و همه نمونههايى از مهارت هنرمندان ايرانى در صنعت رنگ و نقاشى و چپ پارچه است. در کارگاه قلمکارسازى رنگهاى طبيعى بکار مىرفته، که گياهى بوده است. در صنايع رنگرزى پوست تا قرن نوزده ميلادي، پوستهاى گوسفندان با رنگهاى گياهى و به رنگهاى زرد شفاف، قرمز و بنفش، رنگ مىشده. دربارهٔ رنگ کردن کاغذ، در رسالهٔ مدادالخطوط ميرعلى هروى و رسالهٔ صراطالسطور سخن به ميان آمده و از بکار بردن دوده و صمغ عربي، مازو، حنا، برگ مورد، نشا درو زعفران ذکر شده است و در ساختن شنجرف از زاج و گل ختمي، موى سر، سبوس، برنج، گوگرد، سيماب، کبريت، آبانار، سريشم، سرکه انگور، آب ماست، دوغ، صمغ که همه مواد طبيعى است نام برده شده است. منبع:مجله الکترونیکی ویستا |
  US